نیلاینیلای، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 1 روز سن داره

نیلای , ماه من

بدون عنوان

سلام به دخترک نازم ،خیلی دوست دارم فرشته کوچولو.مامانی داری تند تند بزرگ میشی .وروجک خیلی بامزه شدی قهر میکنی، الکی گریه میکنی ،چشمو ابرو میای، واسه عکس گرفتن ژست میگیری الاهی من بمیرم واسه اون ژستات،حرف میزنی تا صدای بلند میاد میگی  مامان ترس یعنی ترسیدم،بده،مسی یعنی مرسی،تلام یعنی سلام،بابای ،ماماجی،امد یعنی احمد دایی ،عمو ممین عمو امین ،پژی ،کیلالا یعنی کیانا ،متین ،امیر میم :امیر مریم ،میا:مهیار.ایا:شایان. بریم .ایاط:حیاط.... زیادن کوچولوی من ،همچنان عاشق سینه چاک بابا پژی هستین ،بسیار دردری ،از اراش کردنم خیلی خوشت میاد ها بلا        مشغول نماز خواندنی جیگر خدا نگهدارت باشه     &n...
22 خرداد 1391

واکسن

سلام مامانی دختر بیحال من ،بلاخره موفق شدیم واکسن 18 ماهگیو بزنیم اخیش مردیم از استرس خوب شد تمام شد اخه مامانی واکسن گیر نمیومد روز 2 خرداد باید میزدی وقتی رفتیم خانه بهداشت گفتبن تمام کردیم ما گفتیم شاید جاهای دیگه داشته باشن ولی نداشتن ما هم بیخیال شدیم تا روز 4 شنبه رفتیم گفتن نیومده واکسن نداریم ما گفتیم ای وای من چکار کنیم حالا گفتن قد وزن بگیریم واکسن باشه دوشنبه گفتیم اوکی وزنت که طبق روال کم بود 9.100 قدتم 80 دور سرتم که یادم نیست امدیم تا دوشنبه هی خدا خدا کردیم که این واکسن و بزنیم زنگ زدیم خانه بهداشت گفتن بیان تا تمام نشده ما هم با خاله ارزو رفتیم اخی دختر خوشحال بود تا واکسن زد نازی اصلأ انتضار نداشتی مامانم خیلی گریه کردی منم...
11 خرداد 1391
1